تبلیغات
مدیر پروژه - منطق ، عقل سلیم و روش علمی (بخش اول)

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها


Admin Logo
themebox Logo


منطق ، عقل سلیم و روش علمی (بخش اول)

-  یکی از مشتری ها یه فرم ساده برای ورود یه سری اطلاعات می خواد
- الان اصلا نمی رسیم کار جدیدی شروع کنیم ، به سختی یتونیم کارای موجود رو سر وقت برسونیم!
- خیلی وقت نمی گیره ، یه فرم ساده ست. یه ساعته در می یاد ، بعدا جزء سیستم موجود می شه.
- یک ساعت !!! همیشه با یه فرم ساده شروع می شه ، همین فرم ساده نیاز به حذف و ویرایش و نمایش داره که به چشم نمی یاد. بعد گزارش و انواع شرایط  و گردش کار و ...
- خودت اجایل رو انتخاب کردی، گفتی می شه اولویت ها رو تغییر داد.
- الان که اولویت چیزی رو عوض نکردی داری به کارای (Task) موجود، یه کار جدید با اولویت بالا اضافه می کنی! می شه اولویت ها رو عوض کرد ولی نمی شه کاری رو نصفه رها کرد. می تونیم تسک جدید رو با یه تسک انجام نداده عوض کنیم یا باید صبر کنی برای iteration بعدی. هم می تونیم نیروی جدید بگیریم.
- نه هیچ کدوم نمیشه ، حالا فعلا یه چیزی در بیاد کارشون راه بیوفته تا بعد. رو سرم سوار شدن!
- فقط این نیست ، این کار کیفیت کد رو پایین می آره. دیدن یه فرم ساده با یه سیستم فرق می کنه بعد feature های دیگه می خوان ، اونم با عجله. همیشه با یه چیزه ساده شروع می شه و بعد تبدیل به اسپاگتی می شه. نگهداری سیستم کابوس می شه. با این ترافیک کاری که ایجاد کردی هیچ وقت نمی شه کد های قبلی رو باز بینی کنیم. حتی اگه کسی یه باگ ببینه مجبوره نا دیده بگیره چون وقت نداره درستش کنه!
- قبول، ولی به مشتری نمی شه نه گفت. محصول رقیبها آمادست ممکنه سویچ کنن. سنگ تراش یه چیزی بتراش. مشتری یه چیزی می خواد که کار کنه براش مهم نیست که داخلش اسپاگتیه یا اصول.
- قراره مشکل رو حل کنیم یا به هم پاس بدیم؟
- راه حلی داری !؟
- برای این که مشتری رو راضی نگه داریم باید با سرعت بیشتری کار کنیم در نتیجه کیفیت کد پایین می یاد و از طرفی برای این که نرم افزار قابل نگه داری داشته باشیم باید کد با کیفیت داشته باشیم که اونم سرعت تولید رو پایین می آره.
- دنیا پر از چیز های متضاده، باید یک توازن بین این دو رو انتخاب کنی تا ...
- کاریه که الان داریم انجام می دیم. فکر می کنم به خاطر همین ایجاد توارن در تضاد، کارا بد پیش می ره. احتیاج به سرعت نور داریم تا با این منابع کم کارو پیش ببریم حتی با اجایل هم نمی تونیم سریع تر پیش بریم. یه چیزی به فکرم رسید چند وقته دارم مقالات علمی می خونم، باید از زاویه علمی به مشکل نگاه کنیم.
- خوب ؟
- کل گرایی (Holism) یعنی یک سیستم رو باید بصورت کل ببینیم نه مجموعه ای از اجزا. شناخت اجزا باعث شناخت کل نمی شه ، کل از با هم بودن اجزا و تعامل بین آنها بوجود می آد. مثلا آب که از 2 مولکول هیدروژن و 1 مولکول اکسیژن درست شده ولی شناخت مولکول های تشکیل دهندش باعث شناخت آب نمیشه. متاسفانه چون سیستم ها اکثرا پیچیده هستن و درکشون سخته ما اونا رو به اجزاشون تقسیم می کنیم و هر جز رو جدا بررسی می کنیم بنابراین سیستم او طوری که هست فهمیده نمی شه و در نتیجه راه حل درست پیدا نمیشه.
- چطوری می شه بدون تقسیم یه سیستم پیچیده ، کل رو درک کرد؟
- اگه پیچیدگی رو زیادیه اجزا بدونیم مشکل می شه درکش کرد. برای مثال مفهوم حرکت ، پیچیده ست ولی نیوتن با سه قانون حرکت اونو به سادگی بیان کرد. برای فهم سیستم باید دنبال اجزایی باشیم که تغییر اونها باعث تغییر در کل سیستم می شه.
- یعنی باید ریشه ی مشکل(root cause)  رو پیدا کنیم؟
- مشکلات معمولا علائمی هستند که به خاطر درست کار نکردن یکی از علت های ریشه ای (common causes) بوجود می یان. اگه سیستم رو به این شکل ببینیم یعنی فقط اجزای کمی هستند که روی کل اثر می گذارن ، سیستم نه تنها پیچیده نیست بلکه بهبود سیستم راه حل ساده ای داره.
- داره جالب می شه!





نویسنده :نیما نیازمند
تاریخ:جمعه 15 شهریور 1392-02:00 ب.ظ
نوع مطلب : علم مدیریت